کاغذ های از یاد رفته

گاهی زندگی را باید از نو مزهمزه کرد...
نه با هیاهو، نه با سفرهای دور و بلند....

گاهی زندگی را باید از نو مزهمزه کرد...
نه با هیاهو، نه با سفرهای دور و بلند....

تنها جایی که آرامش دارم مابین هدفونه
تنها جایی که حرفامو کامل میزنم پشت میکروفونه
وقتی قلم تو دستامه مهم نیست دارم شعر مینویسم یا نت های ملودی جدیدم رو ...

یادمه چهار یا پنج سالم بود که مادرم یه دفتر خط دار برام گرفت ، تا قبل از اون فقط دفتر نقاشی داشتم و با مداد شمعی هام چیزایی رو میکشیدم که ونگوگ هم توانایی به تصویر کشیدنش رو نداشت :)
از اون روز مادرم بهم نوشتن الفبا رو یاد میداد ، منم هی مینوشتم...