تا آخرین نفس

تا آخرین نفس

من بلدم حرفای نگفته ات رو از تو نگاهت بخونم.

من از تنالیته صدات ، صدای ...

 

من بلدم حرفای نگفته ات رو از تو نگاهت بخونم.

من از تنالیته صدات ، صدای قلبت رو میشنوم.

من رد اشکات رو روی کاغذ های سفید پیدا میکنم و چیزایی که ننوشتی رو میخونم.

من نسبت به چیزایی که به تو مربوط میشن هیچ وقت بی تفاوت نیستم.

همه شون رو میبینم ، میشنوم و میخونم.

وقتی تو رو به خورشیدی ، من توی سایه ها حواسم به همه چی هست.

من یه جنگجو به دنیا اومدم و تا آخرین نفس میجنگم تا وقتی برسم بهت و زل بزنی تو چشام و شمشیر رو ازم بگیری.

 

💬 0